مديريت آموزش و پرورش استثنايي استان يزد New Page 2 New Page 4

صفحه اصلي

درباره ما

اخبار مديريت
ارتباط با واحد ها
تماس با مدير آموزش و پرورش استثنايي
دفتر يادبود
نگارخانه
رويش
پايگاه هاي مفيد
ارزشيابي و آموزش نيروي انساني

پژوهش ها

به روز رساني

دوازدهم اردیبهشت ماه هشتاد و نه

دريافت فيش حقوق همراه با راهنمايي كامل

فيش حقوق

نظر سنجي با پيام كوتاه

بازدید ها در دور جدید

دريافت نرم افزار كمك به كم بينايي

تماس با مدير سايت

 






در مورد لویی بریل«پژوهش ها»


لویی بریل رو چقدر می شناسید !؟ و با خط بریل چقدر آشنایی دارید !

برخی تصور می کنند همین حروف مورد استفاده ما را به شکل نقاط برجسته است ! اصلا یک ذره هم شباهت نداره ! برخلاف تصور زیاد مشکل هم نیست البته برای کسی که لامسه قوی و تربیت شده داشته باشه و روشندل هم باشه ! شش نقطه، شش برجستگي، به شكل هاي كاغذ پراكنده  شده اند.. ..
 

لويي بريل در چهارم ژانويه 1809 در شهر كوچكي در نزديكي پاريس بنام كاوپ وري متولد شد . پدرش كارگاه كوچكي داشت كه در آنجا به ساختن زين اسب مشغول بود و خانواده كوچك خود را اداره ميكرد .متاسفانه هوش سرشار لويي برايش بسيار گران تمام شد . تنها سه سال داشت كه هنگام كنجكاوي زياد در مورد ابزار كار پدرش ، در اثر برخورد يك درفش به يكي از چشمانش دچار كم بينايي شديد شد وبه خاطر گسترش عفونت ، يكسال بعد بكلي نابينا شد .
اين حادثه تاثير بسيار بدي بر زندگيش گذاشت بشكلي كه مسير منطقي زندگي خانوادگيش دستخوش تغييرات اساسي شد . هنگامي كه نابينا شد ، مادرش با گريه به پدرلويي گفت : او هم مانند گداي كور دهكده خواهد شد . اما پدرش كه مردي خودساخته و قوي بود گفت : من دوبرابركار ميكنم . سه برابر كار ميكنم . گداي كور دهكده پدر ومادر نداشت اما لويي پدري مثل من و مادري مثل تو دارد . از اين گذشته لويي داراي هوش سرشاريست .
درمورد هوش لويي ، اشتباهي صورت نگرفته بود . در سن 6 سالگي هنگامي كه پدرش او را براي سرگرمي به كارگاهش برد ، از او خواست قطعات چرمي كوچك و بزرگ و متوسط را از هم جدا كند . اما هنگامي كه براي سركشي نزد پسرش آمد ، نتوانست آنچه را كه ميديد باور كند . پسر بچه 6 ساله ، علاوه بر جدا كردن قطعات كوچك و بزرگ و متوسط ، رنگها را هم از هم جدا كرده بود . وقتي در اين مورد از پسر توضيح خواست ، لويي گفت : سياه ها زبر ترند . قرمز ها برآمدگي هاي منظم دارند و قهوه اي ها نرمترند . پسرك انگار با انگشتانش ميديد وهنگامي كه يكي از همسايگانش از او پرسيد چرا هميشه موقع راه رفتن آواز ميخواند ، لويي گفت : وقتي به ديوار نزديك ميشوم صدايم تغيير ميكند . آواز خواندن راهيست براي جلو گيري از برخوردنم به موانع . اين دقت باعث ميشد كه مغز لوييس به دقت و تمركز عادت كند . واين لازم بود . زيرا ميليونها كودك نابينا در تمام سالهاي قبل و بعد از او چشم انتظاراراده خستگي ناپذير او بودند .
بخاطر نابينايي ديگر نتوانست در مدرسه شهر كوچكش درس بخواند . لذا در 10 سالگي وارد انستيتوي رويال كه مخصوص كودكان نابينا بود شد . اين انستيتو سالها پيش توسط شخص خير خواهي تاسيس شده بود . اما تنها امكانات آن ، 14 كتاب به زبان فرانسوي بود كه تنها حروفش برجسته بودند و استفاده از آنها براي كودكان نابينا بسيار خسته كننده و زجر آور بود . از طرف ديگر مقررات خشك و غير انساني اين موسسه و رفتار معلمين بي سوادش ، به انزواي كامل كودكان نابينا كمك شاياني ميكردند .
لويي مطمئن بود كه بايد راه بهتري وجود داشته باشد . اما شروع چنين كار بزرگي براي يك نوجوان نابينا ، به ظاهر غير ممكن مينمود . شايد طبيعت منتظر تولد اين مرد آهنين بود تا بدون اهميت دادن به محدوديتهاي جسمانيش پاي در راهي بگذارد كه تمامي نابينايان تاريخ را در روشنايي شريك كند .
نخستين جرقه اختراع بزرگ او ، ملاقات يك كهنه سرباز فرانسوي بنام كارلوس باربير بود . كارلوس باربير بخاطر ارائه روشي بنام نوشتن در شب تا حدي شهرت كسب كرده بود . اين روش استفاده از 12 نقطه برجسته بود كه سربازان را در برقراري ارتباط در مواقع بحراني جنگ ، كمك ميكرد . ترتيب هاي مختلف اين دوازده نقطه در واقع يك سيستم كد گذاري سري بود كه تنها افرادي كه از رمز آن باخبر بودند ميتوانستند پيامش را درك كنند .
اما مشكلي كه لوييس داشت اين بود كه ياد گيري تركيبهاي مختلف 12 نقطه براي كساني كه نابينا به دنيا آمده بودند بسيار سخت بود . اين بود كه با تلاشي خستگي ناپذير 12 نقطه را به شش نقطه كاهش داد . لوييس در اين هنگام تنها 15 سال داشت .
 هنگامي كه در 1829 نخستين كتابش را با الفباي ابداعي خود نوشت ، هرچند مخالفت هاي زيادي از جانب كهنه پرستان موسسه هاي نابينايان صورت گرفت ، اما به سهولت جريان آب راه خود را در ميان نابينايان تشنه علم و دانش باز كرد . در واقع اولين كاربران روش لويي بريل ، همكلاسي هاي باهوش و بي امكاناتش بودند . لويي تنها به الفبا قانع نبود . اين بود كه در 1837 علايم مربوط به رياضيات و نت هاي موسيقي را هم به الفباي خود اضافه كرد .
شايد تير خلاص بر پيكر تفكر متحجرانه مسوولين شكم پر معاصر لويي ، نكوداشتي بود كه در زمان حياتش براي او گرفته شد . در اين مراسم ، لويي از يك دختر بچه نابيناي 6 ساله خواست كه سالن را ترك كند . بعد از يكي از حضار خواست متني را با صداي بلند بخواند وهمزمان كودك نابيناي ديگري متن را با الفباي بريل بازنويسي كرد . بعد از اتمام متن ، لوييس از دختر بچه نابينا خواست كه وارد سالن شود و متن تهيه شده را بخواند . دختر با اعتماد به نفس كامل وارد سالن شد و متن را با شيوايي كامل از روي الفباي بريل بدون هيچ مكث يا اشتباهي خواند . اينجا بود كه صداي كر كننده تشويق حضار ، اعتراضات جاهلانه مخالفين را براي ابد خاموش كرد .
با اينحال ، كودكان نابينايي كه از الفباي بريل اطلاع داشتند ، مجبور بودند اين الفبا را نزد خود فرابگيرند زيرا به خاطر عدم اعتماد عموم مردم و مسئولين ، اين الفبا هنوز اجازه آن را نيافته بود كه بطور رسمي تدريس شود و تنها در سال 1868 يعني دقيقا 16 سال بعد از مرگش ، بصورت يك الفباي جهاني از طرف همه كشور هاي دنيا پذيرفته شد .
لويي بريل كه براي هميشه نامش برروي الفباي ساده و ابداعيش به يادگار ماند ، در سال 1852 ، در سن 43 سالگي درگذشت .
امروز لويي بريل ، در معبد پانتئون كه در واقع آرامگاه بزرگان فرانسه محسوب ميشود ، در كنار جاوداناني همچون ويكتور هوگوو دخترش ادل هوگو، ژان ژاك روسو ، اميل زولا و ميرابو، سرمست افتخار ، آرميده است .
تا بعد .   آموزشگاه ایثار ابرکوه تیرماه 86

احمد مولودی



نظر خوانندگان: 10 نظر
 
 

 كليه حقوق اين سايت متعلق به مديريت آموزش و پرورش استثنايي استان يزد مي باشد و استفاده از آن با كسب اجازه مجاز است

 Email :info[at]yazdsem[dot]ir